
xa0 گریه نمیکنم نه اینکه سنگم .. گریه غرورمو بهم میزنه xa0 گریه نمیکنم نه اینکه خوبم .. نه اینکه دردی نیست نه اینکه شادم یه اتفاق نصفه نیمهام که .. یهو میون زندگی افتادم xa0 یه ماجرای تلخ ناگزیرم .. یه کهکشونم ولی بیستاره یه قهوه که هرچی شکر بریزی .. بازم همون تلخی نابو داره xa0 اگه یکی باشه منو بفهمه .. براش غرورمو بهم میزنم xa0 گریه که سهله زیر چتر شونش .. تا آخر دنیا قدم میزنم xa0...
ادامه مطلب
یه وقتایی هست میبینی فقط خودتی و خودت دوســـت داری ، همـــدرد نداری خانـــواده داری ، حمــــایت نداری عشــق داری ، تکـــیه گاه نداری مثل همیشه هــمه چی داری و هــیچی نداری . . . xa0 ...
ادامه مطلب
وقــتـــی دلـــیــــل ” خــوابــــــ ” ؛ فــــرار از ” بـــیــــداری ” بـــاشـــد یـــعــنـــــی تــــمـــام شــــده ای . . . تــــــمـــام ! xa0 ...
ادامه مطلب
خیلی درد دارد . . . لبانت . . . تابوت حرفهای ناگفته ی دلت شود . . . xa0...
ادامه مطلب
xa0 قبلا وقتی تو داستان یا رمانی می خوندم که طرف شبا بدون نگاه کردن به ماه خوابش نمیبره یا با نگاه کردن به ماه آرامش میگیره ، راستش خندم میگرفت . با خودم میگفتم آخه یه دایره یا یه حلال از اون که سفیدِ یا گهگاهی کِرم رنگ چه چیز مجذوب کننده ای داره ؟ xa0 اما حالا ... xa0 اما حالا وقتی به ماه نگاه میکنم نا خودآگاه رو لبام یه لبخند محو میشینه و احساس میکنم آرومتر شدم . xa0 راستش حقیقت تلخیه که از شدت تنهایی نگاه کردن به ماه آرومت میکنه . شاید بهخاطر اینکه وقتی ماه و میبینی حس میکنی اونم تنهاست ...
ادامه مطلب
دلــت کـــه آرام نبـاشـــد خنـده هـا و مسخـره بازيهايت که هيـچ بيخياليهـايـت هــم دردي دوا نميکننــــد کافيـــست بهــانـه اش جــــور شـــود “بُغـــض” امـــــان نميدهد…...
ادامه مطلب
ســــــــــعے✖️ڪــــــــــڹ✖️ xa0 xa0 ارزوے✖️ڪــــــــــسے✖️ xa0 xa0 نــــــــــباشے✗آدمـــــــــا xa0 آرزوهــــــــــاشوڹ✗قیــــــــــیمت xa0 داره✗✗جــــــــــاےگزیڹ xa0 داره✘تاریــــــــــخ✘مصــــــــــرف xa0 داره✘تــــــــــاریخت✕ڪــــــــــہ xa0 تمــــــــــوم✕شد✕بــــــــــایس✕ xa0 عوض✕شے✕ xa0 xa0...
ادامه مطلب